محمد مهدى ملايرى
270
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در كتب عربى ديده مىشود يكى « مكتب » و يكى « كتّاب » به ضم كاف و تشديد تا ؛ مكتب به آموزشگاههاى عمومى گفته مىشده ولى « كتّاب » جائى بوده كه در آن فرزندان طبقات بالاتر و اشرافزادگان در آنجا تربيت مىشده و ادب و شايد هم دبيرى يا به تعبير عربى فن كتابت مىآموختهاند . ظاهرا اين دوگونگى در تعليم يكى براى عامهء مردم و ديگرى براى طبقات ممتاز و استعمال دو كلمه معلم و مؤدّب براى دو طبقه از آموزگاران انعكاسى بوده از وضع اجتماعى و نوع تعليم و تربيت در ايران ساسانى . ما درست نمىدانيم در ايران پيش از اسلام براى اين دو طبقه آموزگار چه واژههايى بهكار مىبردهاند ، ولى اين را مىدانيم كه آموزگاران اسبسوارى و تيراندازى و ساير هنرهايى را كه در دورهء ساسانى به بزرگزادگان مىآموختهاند در كتب عربى به كلمهء مؤدب يعنى ادبآموز ترجمه كردهاند . به گفتهء دينورى از جملهء اصلاحاتى كه بابك پسر نهروان دبير ديوان سپاه در زمان سلطنت انوشروان به عمل آورد يكى هم تنظيم كار مؤدّبان بود كه در مقابل آنچه از مردم براى آموختن اسب سوارى و تيراندازى مىگرفتند قصور نورزند « 1 » و طبرى جزء كسانى كه در كشتن شهربراز شركت كردند شخصى را هم به نام « ماهياى » يا « ماهيار » ذكر كرده و سمت او را ( مؤدب الاساوره ) نوشته است . « 2 » اساوره كه جمع عربى اسوار يا سوار است از طبقات برگزيده جامعهء ايرانى و از فرماندهان سپاه ساسانى بودهاند و از نوشتهء طبرى پيداست كه ( مؤدب الاساوره ) خود از طبقه بزرگان بهشمار مىرفته است . فردوسى غالب مواردى را كه در كتب عربى « مؤدب » ترجمه شده با كلمهء فرهنگى بيان كرده و معلوم نيست آيا در دوران ساسانى هم اين كلمه درست به جاى مؤدّب استعمال مىشده يا نه . در نامهء تنسر هم كه بازگو كنندهء سازمان ادارى و اجتماعى دورهء ساسانى است از دوگونه معلم سخن رفته ؛ در ترجمهء فارسى اين نامه كه در دست است
--> ( 1 ) . الاخبار الطوال ، ص 72 ، چاپ قاهره 1960 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ص 1063 .